فرا رسیدن عید مبعث رو به همه ی دوستان عزیز تبریک می گم.ما معمولا اگه یک جشنی مثل تولد یا......باشه به هم هدیه می دیم من هم تو این روز به حضرت محمد 1000 صلوات هدیه دادم.پس حالا شماهم یک صلوات بفرستید اجباری نیست.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 5:4 بعد از ظهر توسط شنگولmis |
تلفن های ضروری مسجد سلیمان: منطقه ی نظامی: 110 حفاظت اطلاعات:116 راه و ترابری: 141 پست:119 راهنمایی و رانندگی: 197 اب و فاضلاب:122 ساعت گویا ی شرعی:192 اطلاعات پزشکی و بهداشت:149 اتش نشانی:125
+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط شنگولmis |
بقعه امامزاده عبداله قطب الدین (ع) در دامنه ی کوه منا شهر مسجد سلیمان و سرزمین بختیاری زیارتگاه های متعددی دارد که یکی از ان ها امامزاده عبداله قطب الدین (ع) است.این بقعه متبرکه در دامنه منار کوه بختیاری با ارتفاع 3070 متری سطح دریا در محیطی پوشیده از درختان سرسبز و مقاوم بلوط واقع است.طبق تذکره نامه ی امامزاده عبداله از نسل امام هفتم شیعیان و در عالم تشیع و تصوف به مقامات والایی دست یافته است و القاب ایشان تاج العارفین-طرق السالکین و سید قطب الدین در تذکره اش بر این مدعاست ان حضرت در عصر خود دارای 400 مرید بوده است.در پای بار گاه امام زاده عبداله چشمه ای جاری است که اب ان به <اب مراد>مشهور است.این زیارتگاه در115 کیلو متری مسجد سلیمان در دامنه ی کوه منا.که به روایتی 850 سال قدمت دارد.
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط شنگولmis |
زیارتگاه و شرح حال زندگا نی امام سید صالح در 45 کیلومتری غرب ایذه و 60 کیلومتری شرق مسجد سلیمان دشتی به نام مرغاب وجود دارد که علت این نام گذاری اب فراوان و پوشش گیاهی سر سبزی است که دارد .هم چنین در 4 کیلو متری زیارت گاه شاخه ای از رود کارون به نام مرغاب جاری است.مقابل ورودی به فاصله ی چند متری درخت کنار مقد سی وجود دارد که زائران ان را درخت مرحبا<خوشامد>می نامند. مردم اطراف که از قوم بختیاری می باشند بر این باورند که سید صالح از فرزندان امام موسی کاظم می باشد که از جور کافران به این منطقه پناه اورده بود.وی در محل فصلی زیارتگاه مشغول عبادت بود که کافران به قصد دستگیری اش می ایند. اهالی محل مانع ورود انها میشوند به همین مناسبت این روستا نام<جلوگیر>به خود گرفت.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 6:19 بعد از ظهر توسط شنگولmis |
به نهی روزگاره چه طور دنگی دراره به نه (نگاه کن)چه دنگ و فنگی در اورده دوباره وفا رده(رفته) به کوری دیه(دیگر) نی بو بجوری زمونه چو نو تله(تلخه) که کس سر در نیاره گرفتارم ز نیرنگه زمونه ندیدم دنگی چی دنگه زمونه ای بی نوم(میبینم) هم زنو بی سازی اوازه نیفتاد کس منه چنگ زمونه زمونه کرده چی نو بی قرارم ز هه ش ته ز کاره خوم (خودم)هم دی ندارم دیه جون به سرم نیده ز کاره به نه چندی گره ونده به کارم خوبی دیه روا نی کسی دی اشنا نی بروم از کی بپرسم په (پس)سی چه دی وفا نی بسی که دل نگرو نم چه اوبیده ندونم
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط شنگولmis |