از خاکهای تشنه ، تا ابرهای خسته
یک جفت بال بی پر ، یک جفت پای بسته
پایم به خاک دنیا ، دستم به آسمانها
پرواز آرزویم ، با یک دل شکسته
از خاک آمده ام ، بر خاک خواهدم شد
مدفون خاک هستم ، با سنگ نقش بسته
ای کاش نقش سنگم ، نقشی شکسته باشد
یک جفت بال بی پر ، با یک دل شکسته
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 7:3 بعد از ظهر توسط شنگولmis |
صدای کیست چنین دلپذیر می آید؟ کدام چشمه به این گرمسیر میآید؟ چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟ صدای کاتب و کلک دبیر می آید کسی به سختی سوهان به سختی صخره کسی به نرمی موج حریر می آید خبر دهید که دریا به چشمه خواهد ریخت خبر دهید به یاران که غدیر می آید عید غدیر بر همگان مبارک باد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط شنگولmis |